رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

گذری از خاطرات رادوینم

1392/11/20 21:30
نویسنده : رومینا
308 بازدید
اشتراک گذاری

قلب سلامممممممممممممممم   دوستای خوبم . خوبید؟ قلب این روزها رادوین خیلی  پیشرفت زیادی داشته    شیطونی هاش هم بیشتر شده . امروز  دیدم رفته  جارو  رو برداشته اورده و  دسته  جارو رو داره  فشار  میده به ابسرد کن  یخچال و همینجور  اب  راه افتاده  بود چشمک   شنبه ایی  هم رادوین  رو  بردم  دومین جلسه  کارگاه مادر و کودک  خیلییییییییییی عالی بود قلب فقط رادوین کمی خوابش گرفته بود  و اخر  ساعت   کمی بی تابی میکرد . ابرو و با کمک  رادوین  عروسک درست کردیم که  همه رنگهای  صورتک رو رادوین خودش انتخاب میکرد و من با کمک رادوین می چسبوندم . قلب  مربی رادوین از رادوین کلی تعریف میکرد  می گفت که  بین بچه هاااا رادوین  خیلییییی باهوشهههههه.  چون همیشه برای خودش  برای بازی کردن  راحت ترین  راه رو انتخاب میکنهههنیشخند   2 روز پیش دیدم که در باز و بسته  میشه  یه لحظه  گفتم  یعنی  رادوین ؟متفکر متفکر اومدم دیدم بلهههههههه رادوین دستش به  دستگیره در  به راحتی میرسه و  باز و بسته  میکنه . خیلی خوشحال شدم  از اینکه پسرم  بزرگتر شده . قلب از  صبح تا شب   با هم کلی بازی میکنیم قلب بعد از ظهر هم که میشه با  احسان  میریم بیرون یه گشت و گزاری میکنیم و می یاییم خونه . دیروز رفتم برای رادوین از سالامون   کتونی بخرم ولی سایز رادوین نداشت مجبور شدم  ادیداس خریدم  خیلی نرم و راحت هست .  داخلش لژ دار  و طبی هست .  خودم معتقدم که از الان باید کفشهای طبی پاش کنم  چون  استخونش داره  شکل  میگیره و نمیشه هر کفشی رو پاش کرد .زبان البته این کفش رو مامان رفعت   براش خرید .

 

قربون اون ذوق کردنت بشم .

 

 

 

 

 

 

 

 یه نوع از بازی کردن رادوین با قابلمهها

 

 

 در حال دیدن فیلم باغ سرهنگ . عاشق این فیلم هست  تا لحظه ی اخر   میشینه پای تی وی  و نگاه میکنه با خنده ما هم میخنده . قلب امروز بعد از ظهر داشتم از جلوی خونه متین  رد میشدم یه دفعه دیدم رادوین داره به کوچشون اشاره میکنه که بریم اینجا .  از دور کوچه رو شناخت  جهت خیابونها رو میشناسه  و  هر جایی رو که دوست داشته باشه بریم  با دستش اشاره میکنه    که بپیچیم اون سمت .

 

جمعه این هفته تولد عمو سامان رادوین هست و متین جون   گفته که  باید لباسهای  قدیمی  دهه 40 رو بپوشیم  نیشخند  خودم رو تصور کردم  تو اون لباس تعجب   نمی دونم  چی بپوشم   خیلی سخته . رفتم سر صندوق مادر بزرگم  ولی سایز خودم چیزی  پیدا نکردم خجالت     این چند روزه   دارم دنبال لباس  خز میگردم نیشخند

 تو کارگاه مادر و کودک  یه برگه روانشناسی  دادن   میخواستم براتون  بنویسم ولی خیلی خستهههههههههه هستم  بعدا میام  سر فرصت   مطالب اموزنده کلاس رو براتون میگم . 

بامن حرف نزن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان ساتیار
21 بهمن 92 13:08
آفرین رادوین جــــــون.. هزارماشاالله گل پسر..
رومینا
پاسخ
مرررررررررررسیییییییییییی
مهنوش
22 بهمن 92 17:22
عزیزززززززززم...نگاش کن..دیگه قابلمه نبود تو کابینت خاله جون؟! دیگ هم هست..بدم خدمتتون؟! برای راودین کوچولوی قابلمه باز
رومینا
پاسخ
از دست پسر شیطون چی کار کنیمممممممممممممم.
الهه مامان مبین
23 بهمن 92 13:06
قربون پسر باهوشه خاله .. ایشاا.. همیشه موفق باشی عزیزم ...
رومینا
پاسخ
ممنون از محبتت عزیزمممممممممممم
مامان کیان کوچولو
27 بهمن 92 1:57
عزیزم سلام خوبی ؟ گل پسر حالش خوبه .. رومینا جووون کیان منم عاشق قابلمه اس ... منم میذارم بازی کنه مگه چی میشه حالا ........... میبوسمتون عزیزم
امیرحسین کوچولو نفس ما
28 بهمن 92 14:03
آفرین به رادوین باهوش
رومینا
پاسخ
مرسییییییییییییییی خاله جونش.
عاطفه مامان ستیا
30 بهمن 92 13:28
ای جونم قابلمه هااااااااااا